آویسا گلمآویسا گلم، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 9 روز سن داره
علی جونمعلی جونم، تا این لحظه: 12 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

گلکانم، آویسا و علی

22آذر94(تولد و شهر بازی)

1394/9/22 9:43
نویسنده : مامان نسرین
572 بازدید
اشتراک گذاری

آخر هفته پیش روزهای پر فراز  نشیبی برای خانواده کوچک ما بود. روز چهارشنبه وقتی به اتفاق بچه ها رفتیم خونه دیدیم علی کوچولو صداش به شدت گرفته و نمی تونه حرف بزنه. وقتی بابایی اومد قصد رفتن به مطب آقای دکتر نمودیم و البته بماند 2ساعت تمام در ترافیک موندیم با کلی اوضاع آشفته رفتیم مطب. شلوغی مطب و دیر رسیدن نوبت ما و الزام زدن آمپول دگزا و بقیه قضایا باعث شد که ساعت 12 به خانه رجعت نماییم.  شبش هم باید به خاطر پسرکمان بیدار می ماندیم . آقای همسر هم  سرما خوردند و مجموعه کامل شد.

روز جمعه ای هم طبق قولی که به آویسا داده بودیم باید می بردیمش شهر بازی . علی رغم اینکه آقای همسر حالشان زیاد مساعد نبود اما به خاطر تولد دخملی ماررو برد شهر بازی. شب خوبی بود و بچه ها حال کرده بودند.

امروز هم تولد دخمل طلاست و قرار بود که با بچه های مهدش تولد بگیرند. دیروز با بابایی رفتیم و کیک و وسایل پذیرایی و شمع و ... خریدیم و امروز قراره با دوستاش تولد بگیره. که اگه معصومه جون بتونه با دوربین ما کار کنه تصاویرش رو متعاقباً تو پست های بعد میزارم.

اینم شهر بازی و آویسا خانوم با صورت گریم شده و ثبت عکس به مناسبت تولدش...

اینجا مامانش داره آماده ش می کنه...

بقیه در ادامه مطلب

 

دخترم منتظر تا نوبت بازی ایکس باکس برسه

آویسا و بابایی

علی کوچولو

علی و آویسا

اینم آویساو بابایی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان احسان
22 آذر 94 21:29
سلااااام عزيزم تولدت مبارك خانوم خوشگله .چه عكسهاي نازي انشالله عروسيت عسل من
مامان نسرین
پاسخ
ممنون خاله جونی
مامان آراد
23 آذر 94 8:15
ای روشنی گسترده ای زیبایی محض ای آسمان بی کران مهربانی سالروز زمینی شدنت مبارک آرزویم این است که تا همیشه شاد باشی و خنده بر لبانت مستدام
مامان نسرین
پاسخ
ممنون خاله جونم
مامانی
7 دی 94 15:09
سلام عزیزم خوووش حال میشیم به ما هم سربزنید..